تبلیغات
مطالب مفید و علمی - آرایه های ادبی قسمت دوم

مطالب مفید و علمی - آرایه های ادبی قسمت دوم

مؤسسه خیریه محک مؤسسه خیریه محک

آدرس موفقیت : بزرگراه توکل ، بلوار آرامش ، خیابان آزاده میدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتکار ، پلاک ۲۰ ، منزل خوشبختی


|| زبان فارسی ||

<<آموزش آرایه های ادبی>>
||قسمت دوم||
ادامه نوشته...

 

حس آمیزی

     آمیختن دو حس است در یك كلام به گونه ای كه از یك حس به جای حس دیگر استفاده شود . و این آمیختگی سبب زیبایی سخن گردد . 

مثال : ببین چه می گویم .

توضیح : شما سخن را با حس شنوایی در می یابید اما گویند از شما می خواهد سخن او را ببینید كه به این آمیختگی حس ها ، « حس آمیزی » می گویند .

مثالهای دیگر : خبر تلخی بود- روشنی را بچشیم - با مزه نوشتن - آوای سبك و لطیف .

 

تلمیح

    آن است كه گویند در ضمن كلام خویش به آیه ، حدیث ، داستان ، واقعه ی تاریخی ، اسطوری و افسانه ای اشاره داشته باشد .

مثال :      آسمـان بار امانت نتوانست كشید           قـرعه ی فـال به نـام من دیوانه زدن

توضیح : اشاره به آیه ی « انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض ... . »

نكته : گاهی در آرایه ی تلمیح ، آرایه ی مراعات نظیر هم به كار می رود .   

مثال :    بیستون بر سر راه است ، مباد از شیرین         خبـری گفتـه و غمگیـن دل فرهاد كنید

 

تضمین

     آن است كه شاعر یا نویسنده در میان كلام ( شعر یا نثر ) خود آیه ، حدیث ، مصراع یا بیتی را از شاعر دیگر عیناً بیاورد .

نكته : اگر بیت یا مصراعی از شاعر دیگر به عنوان تضمین بیاورد معمولاً نام آن شاعر به گونه ای ذكر می شود .

نكته : معمولاً عبارت تضمین شده داخل گیومه قرار می گیرد .

هدف از تضمین :   

1- اعتبار بخشیدن به سخن     

2- خلاصه كردن مفاهیم گسترده و طولانی

3-  ضمانت برای اثبات ادعا

مثال :    چـه زنـم چو نـای هـردم زنـوای سـاز او دم        كه لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

           « همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهی        بـه پیـام آشنـایی بنـوازد ایـن نـوا را »

توضیح : بیت دوم این شعر را شهریار از حافظ تضمین كرده است .

 

اغراق

   آن است كه در وصف و ستایش یا ذم و نكوهش كسی یا چیزی افراط و زیاده روی كنند ، چندان كه از حد عادت و معمول بگذرد .

نكته 1 : اغراق هم در شعر و هم در نثر كاربرد دارد .

نكته 2 : اغراق مناسب ترین آرایه برای تصویر كشیدن یك دنیای حماسی است .

نكته 3 : زیبایی اغـراق در این است كه غیـر ممكن را طـوری ادا می كنـد كه ممكن و درست به نظر می رسد .

مثال :     شـود كوه آهـن چو دریای آب            اگـر    بشنـود  نـام   افـراسیـاب

 

ایهام 

   ایهام در لغت به معنای درشك و گمان افكندن است اما در اصطلاح علم بدیع ، آوردن واژه ای است با حداقل دو معنی مناسب كلام یكی نزدیك به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد و معمولاً مقصود شاعر معنی دور آن است و گاهی نیز هر دو معنی مورد نظر می باشد .

نكته 1 : ایهام نوعی بازی با ذهن است به گونه ای كه ذهن را بر سر دوراهی قرار می دهد .

نكته 2 : انتخاب یكی از دو معنی ایهام در یك لحظه بر ذهن دشوار است و این امر باعث لذت بیشتر خواننده می شود .

نكته 3 : شرط شناخت ایهام در آن است كه خواننده معانی مختلف یك واژه را بداند .

مثال :       حكایت لـب شیرین كلام فرهاد است           شكنج طره ی لیلی مقام مجنون است

توضیح : واژه « شیرین » دو معنی دارد :     1- خوشمزه و گوارا          2- نام معشوقه ی فرهاد

 

ایهام تناسب : به كار گیری واژه ای با حداقل دو معنی كه یك معنی آن مورد نظر شاعر و پذیرفتنی است و معنی دیگر با كلمه یا كلماتی از بیت یا عبارت تناسب دارد . 

نكته : ایهام تناسب مجموعه ای از ایهام و مراعات نظیر است .

مثال 1 :    چـون شبنم افتـاده بـدم پیش آفتاب            مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

توضیح : واژه ی « مهر » ایهام تناسب دارد ، چون معنی مورد نظر شاعر عشق و محبت است اما غیر از این معنی واژه ی « مهر » به معنی خورشید است كه در این صورت با واژه های « عیوق و آفتاب » تناسب دارد .

مثال 2 :       گـر هـزار اسـت بلبـل این بـاغ           همـه را نغمـه و تـرانه یكـی اسـت       

 توضیح : واژه ی « هزار » به دو معنی است : 1- بلبل     2- عدد هزار كه در این جا منظور شاعر معنی دوم است اما غیر از معنی فوق كلمه ی « بلبل » با كلماتی چون « باغ ، نغمه و ترانه » تناسب دارد .

 

تمثیل

   آن است كه شاعر یا نویسنده به تناسب سخـن خـویش ، حكایـت ، داستـان یا نمونه و مثالی را ذكر می كند تا از این طریق ، مفاهیم و نظریات خود را به خواننده یا شنونده منتقل نماید و آنچه در این میان مهم است نتیجه ی تمثیل می باشد كه می تواند سرمشقی برای موارد متفاوت باشد .

نكته : در این داستان ها و حكایات ( تمثیل ها ) هر یك از حیوانات یا اشیا و جمادات نماد و نشانه ی چیزی هستند .

مثلاً در درس عبرت از كتاب سال اوّل شیر نماد حق و قدرت مطلق ، گرگ نماد انسان های خود بین و گستاخ و روباه نماد انسان های عبرت پذیر و تسلیم شده می باشند .

  در كتاب پیش دانشگاهی مبحث حسب حال درسهای ( افسانه ی عاشقی و تسلی خاطر ) هر دو داستانی تمثیلی است كه اوّلی ، شاعر با آوردن داستانی تمثیلی این نكته را یادآور شده است : « انسان باید از موحبت عشق بر خوردار باشد ودر داستان تسلی خاطر جامی در پی آن است كه این نكته ی عرفانی را متذكر شود : « خاطر از یاد معشوق پر كرد . »

ارسال المثل

   اگـر گـوینده در كلام خود ضرب المثلی را آگاهانه به كار گیـرد و یا كلام او بعداً ضـرب المثل شود ، می گوییم دارای آرایه ی ارسال المثل است .

مثال 1 :    آن دم كه دل به عشق دهی خوش دمی بود       در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

مثال 2     تــو نیكــی میـكـن و در دجـــله انــداز        كـــه ایــزد  در  بیــابانــت  دهـــد  بــاز                            

                                                                                           ( همه ی بیت ضرب المثل است )

 

اسلوب معادله

   آن است كه شاعر دو مصراع یك بیت را به گونه ای هنرمندانه بیان كند كه در ظاهر هیچ گونه ارتباطی با یكدیگر ندارد اما وقتی به دو مصراع خوب دقت كنیم در می یابیم كه مصراع دوم در حكم مصداقی برای مصراع اوّل است تا جایی كه می توان جای دو مصراع را عوض كرد و میان آن ها علامت مساوی گذاشت و این ارتباط معنایی نیز بر پایه ی تشبیه استوار است .

مثال 1 :     عیب پاكان زود بر مردم هویدا می شود           موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

مثال 2 :     محـرم این هوش جز بی هوش نیست           مرزبـان را مشتـری جـز گـوش نیــست 

 

حسن تعلیل

   آن است كه شاعر یا نویسنده برای سخن خود دلیلی زیبا و شاعرانه می آورد به گونه ای كه این دلیل ادبی قدرت قانع كردن مخاطب را دارد . و این علّت سازی مبتنی بر تشبیه است .

نكته : دلیلی كه شاعر برای ادعای خود می آورد در حقیقت دلیلی واقعی و عقلانی نیست بلكه دلیلی است بر پایه ی ذوق و احساس شاعرانه .

مثال 1 :      نفحات صبح دانی زچه روی دوست دارم         كه به روی دوست ماند كه برافكند نقابی        

توضیح : شاعر دلیل دوست داشتن روشنی صبح را در این می داند كه به چهره ی معشوق او می ماند آنگاه كه نقاب از چهره بر می دارد .

مثال 2 :  از صوفی پرسیدن هنگام غروب خورشید چرا زرد رو است ؟ گفت : از بیم جدایی

 

لف و نشر

    لف در لغت به معنی پیچیدن و نشربه معنی پراكندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو یا چند كلمه است در بخشی از كلام كه توضیح آن ها در بخش دیگر آمده است .

نكته 1 : كلماتی كه در بخش اوّل می آیند ، « لف » و كلمـاتی كـه به عنـوان توضیـح در بخـش دوم می آیند ، « نشر » نام دارند .

نكته 2 : هرگاه نظم و ترتیب بین كلمات « لف و نشر » رعایت شده باشد ، آن را « لف و نشر مرتب » گویند و در غیر این صورت « لف و نشر مشوش » خوانده می شود .

مثال 1 :       تا رفتنش ببینـم و گفتنش بشنـوم         از پای تا به سر همه صمع و بصر شدم

توضیح : واژه های « ببینم » و « بشنوم » لف است . و دو واژه ی « سمع و بصر » نشر قرار گرفته است . چون كلمات « نشر» به ترتیب برای توضیح كلمات « لف » قرار نگرفته اند ، لذا به آن « لف و نشر مشوش » گویند . ( بصر شدم تا ببینم ، سمع شدم تا بشنوم )

مثال 2 :  دو كس دشمن ملك و دینند : پادشاه بی حلم و زاهد بی علم .  

توضیح: دوتركیب « دشمن ملك و دشمن دین » لف و دوتركیب « پادشاه بی حلم و زاهد بی علم» نشر هستند . لذا چون توضیح « نشر » با « لف » برابر است . آن را « لف و نشر مرتب » گویند . ( پادشاه بی حلم دشمن ملك و زاهد بی علم دشمن دین هستند.)

ب : بیان

   بیان شاخه ای از آرایه های ادبی است و به واسطه ای آن شناخته می شود كه یك معنی را چگونه به طریق مختلف می توان ادا كرد .

بیان شامل مباحث : تشبیه ، استعاره ، مجاز و كنایه .

تشبیه

یعنی مانند كردن چیزی به چیز دیگر كه به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترك باشند .

هر تشبیه دارای چهار ركن یا پایه است :  

 1- مشبه : كلمه ای كه آن را به كلمه ای دیگر تشبیه می كنیم .

 2- مشبه به : كلمه ای كه كلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

 3- ادات تشبیه : كلمات یا واژه هایی هستند كه نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبیه ، نظیر ، همانند ، به كردار و ... .

4- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترك بیت مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال :        علی    مانند    شیر   شجاع    است .

               مشبه        ادات     مشبه به   وجه شبه

نكته : « مشبه » و « مشبه به » طرفین تشبیه نام دارند . كه در تمام تشبیهات حضور دارند اما         « ادات تشبیه » و « وجه شبه » می توانند در یك تشبیه حذف شوند. كه در این صورت تشبیه با داشتن دو ركن « مشبه » و « مشبه به » بر قرار است .

مثال : دل همچو سنگت ، ای دوست به آب چشم سعدی      عجـب اسـت اگـر نگـردد كه بگردد آسیابی

توضیح : دل به سنگ تشبیه شده است اما وجه شبه « سختی » در این بیت نیامده است .

نكته : در تشبیـه وقتی كه « وجـه شبه » و « ادات تشبیه » حـذف شود ، به آن « تشبیه بلیغ » می گویند . ( تشبیه بلیغ زیباترین و رساترین تشبیه است . )

مثال :        دلش     سنگ      است .

                      مشبه          مشبه به

نكته 1 : در تشبیه همیشه وجود وجه شبه در « مشبه به » قویتر و بارز تر است كه ما « مشبه » را در داشتن وجه شبه به آن تشبیه می كنیم .

نكته 2 : هر چه اركان تشبیه كمتر باشد تشبیه ادبی تر است . ( البته داشتن مشبه و مشبه به الزامی است )

نكته 3 : هرگاه در تشبیه بلیغ ، یكی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) به دیگری اضافه ( مضاف الیه) شود . به آن « اضافه ی تشبیهی » یا « تشبیه بلیغ اضافی » می گویند . در غیر این صورت ، تشبیه بلیغ اضافی است . 

توجه : این نوع تشبیه در كتاب های درسی بیشترین كاربرد را دارد .

مثال :     صبح امید كه بد معتكف پرده ی غیب         گـو بـرون آی كه كـار شب تـار آخـر شد

             اضافه ی تشبیهی                         اضافه ی تشبیهی

توضیح : امید به صبح تشبیه شده و غیب به پرده . 

تركیباتی مثل : درخت دوستی ، همای رحمت ، لب لعل ، كیمیای عشق ، خانه ی دنیا ، فرعون تخیل ، نخل ولایت و ... اضافه ی تشبیهی محسوب می شوند .

توجه : دانش آموزان عزیز ! یاد گیری انواع تشبیه برای رشته های ریاضی و تجربی ( غیر انسانی ) چندان ضرورنی ندارد . اما از آنجایی كه دو نوع از تشبیه در كتب درسی شما بیشترین كاربرد را دارد ، لذا اشاره ای مختصر به آن ها می كنیم .

1- تشبیه مفرد : تشبیهی كه هر یك از « مشبه » یا « مشبه به » آن ، یك ، چیز است و « وجه شبه» آن از همان یك چیز گرفته می شود . ( شباهت آن ها فقط در یك چیز است )

مثال :        دانش    اندر    دل   چراغ    روشن   است .

                     مشبه                           مشبه به      وجه شبه

توضیح : در این مثال وجه شبه ( روشنی از یك كلمه چراغ ) استخراج شده است .

یادآوری : تمامی مثالهایی كه تاكنون برای شما ذكر كردیم ، از همین نوع تشبیه می باشند .

2- تشبیه مركب : آن است كه هریك از « مشبه » یا « مشبه به » دو یا چند چیز هستند و وجه شبه نیز از دو یا چند چیز گرفته می شود .

مثال :       دیـده ی اهـل طمـع به نعمـت دنیـا            پـر نشـود همچنـانكه چـاه به شبنـم

                             مشبه                                                           وجه شبه                          مشبه به

توضیح : « مشبه » تركیبی از دو چیز است ( دیده ی اهل طمع و نعمت دنیا ) و « مشبه به » نیز دو چیز است ( چاه و شبنم ) به این معنی : همانطور كه چاه با شبنم پر نمی شود ، چشم حریصان نیز با نعمت دنیا سیر نمی شود .

نكته : در تشبیه مركب در حقیقت یك شكل كلی به شكل كلی دیگر همانند می شود .

استعاره

استعاره در لغت به معنی عاریت گرفتن و عاریت خواستن است امّا در اصطلاح استعاره نوعی تشبیه است كه درآن یكی از طرفین تشبیه ( مشبه یا مشبه به ) را ذكر و طرف دیگر را اراده كرده باشند .

نكته : اصل استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینكه در استعاره فقط یك ركن از تشبیه ذكر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیال انگیز تر است .

انواع استعاره : با توجه به اینكه در استعاره یكی از طرفین تشبیه ذكر می شود ، آن را بر دو نوع تقسیم كرده اند .  1- استعاره ی مصرحه               2- استعاره ی مكنیه

 

استعاره ی مصرحه ( آشكار ) : آن است كه « مشبه به » ذكر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقعمشبه به جانشین مشبه می شود . )

مثال 1 :       ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم              یك ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت

توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » كه ذكر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . )  

مثال 2 :    صدف وار گوهر شناسان را              دهان جز به لؤلؤ نكردند باز

توضیح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذكر شده و سخنان با ارزش     « مشبه » كه حذف شده است . )

 

استعاره مكنیه : آن است كه « مشبه » به همراه یكی از لوازم و ویژگی « مشبه به » ذكر گردد و خود « مشبه به » حذف شود .

نكته 1 : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده می شود .

مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین كرد . 

توضیح : « مرگ » را به « گرگی » تشبیه كرده است كه چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نیاورد و « چنگال » كه یكی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است .

نكته2 : گاهی لوازم یا ویژگی « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـی شود كه در ایـن صـورت « اضافه ی استعاری » است .

مثال 1 : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند                   یك قطره از آن چكید و نامش دل شد 

توضیح : « روح » را به بدنی تشبیه كرده كه « رگ » داشته باشد و « رگ » را كه یكی از ویژگی های « مشبه به »است به « روح » اضافه كرده است .

مثال 2 :  مردی صفای صحبت آیینه دیده             از روزن شب شوكت دیرینه دیده

                                                                      اضافه استعاری

توضیح : « شب » را به اطاقی تشبیه كرده كه « روزن یا پنجره » داشته باشد و « روزن » را كه یكی از ویژگیهای « مشبه به » بود به « شب » اضافه كرده است .

نكته : جمله ای كه در آن آرایه استعاره به كار رفته ادبی تر است ، نسبت به جمله ای كه دارای آرایه تشبیه است .

نكته : در اضافه ی استعاری « مضاف » در معنی حقیقی خود بكار نمی رود و ما « مضاف الیه » را به چیزی تشبیه می كنیم كه دارای جزء یا اندامی است ولی چنین جزء و اندام كه « مضاف » است برای « مضاف الیه » یك واقعیت نیست بلكه یك تصور و فرض است .

مثال :               دست روزگار  ــــــــــ  دست برای روزگار یك تصور و فرض است .

                     روزن شب  ـــــــــــــ روزن یا پنجره ای برای شب یك تصور است و وافعیت ندارد .

نكته ی مهم : در استعاره مكنیه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن « تشخیص » گویند .

 

تشخیص ( آدم نمایی ، انسان انگاری ، شخصیت بخشی )

نسبت دادن حالات و رفتار آدامی به دیگر پدیده های خلقت است . ( دادن شخصیت انسانی به موجوداتی غیر از انسان )

مثال1 :   برگ های سبز درخت در وزش نسیم به رقص در می آیند .

توضیح : رقصیدن یكی از حالات و رفتار انسانی است كه در این جا به برگهای درخت نسبت داده شده است .

مثال2 : سحر در شاخسار بوستانی                چه خوش می گفت مرغ نغمه خوانی

نكته : هر موجودی غیر از انسان در كلام « منادا » قرار گیرد آن كلام دارای تشخیص است .

مثال :    ای دیو سپید پای در بند               ای گنبد گیتی ای دماوند

نكته : همانطور كه اشاره شد استعاره مكنیه ای كه ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخیص خواهد بود چه به صورت تركیب اضافی باشد یا غیر اضافی .

مثال : ابر می گرید و می خندد از آن گریه چمن .

          1     1                2                     2

توضیح : در مثال فوق دو تشخیص به كار رفته است ،گریه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن .

توجه : تركیباتی نظیر : دست روزگار ، پای اوهام ، دست اجل ، قهقه ی قشنگ ، حیثیت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و ... همگی اضافه ی استعاری مكنیه ( تشخیص ) هستند .

نكته : همه ی تشخیص ها استعاره ی مكنیه می باشند ، اما استعاره مكنیه زمانی تشخیص است كه « مشبه به » آن انسان باشد .

مثال 1 : اختر شب در كنار كوهساران ، سر خم می كند .

مثال 2 دیده ی عقل مست توچرخه ی چرخ پست تو .

مثال 3 : به صحرا شدم عشق باریده بود .

توضیح : در مثال(1) اختر شب به « انسانی » تشبیه شده كه سرش را خم می كند اما خود « انسان » مشبه به است ، نیامده است .

در مثال (2) عقل را به انسانی تشبیه كرده و « دیده» كه یكی از ویژگی های انسان است به آن اضافه شده اما در مثال (3) عشق را به بارانی تشبیه كرده كه ببارد .

تذكر : همان طور كه گفته شد چون مثال(1) و (2) « مشبه به» آن ها انسان بوده دارای استعاره مكنیه و تشخیص است اما در مثال (3) « مشبه به » باران است ، لذا فقط استعاره ی مكنیه داریم .

 

اضافه ی اقترانی

با توجه به این كه اضافه ی اقترانی شباهت زیادی به اضافه ی استعاری دارد ، برای شناخت این دو نوع استعاره از یكدیگر ، اضافه اقترانی را توضیح می دهیم :

اضافه ی اقترانی : آن است كه وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یك واقعیت باشد . برعكس اضافه ی استعاری كه وجود « مضاف » برای « مضاف الیه » یك واقعیت نیست .

مثال : حسین دست دوستی به من داد .

توضیح : دست را به قصد دوستی به من داد كه « دست » برای نشان دادن دوستی یك واقعیت است . 

نكته : برای تشخیص آسان اضافه اقترانی از اضافه ی استعاری ، می توان از دو شیوه استفاده كرد:

1- كافی است كه بدانید در اضافه ی اقترانی ، مضاف الیه عملی است كه مضاف انجام می دهد.

مثال1: پروردگارا ! روا مدار كه به حریم اجتماع پای تعدی و تجاوز بگذارند.

مثال2: پروردگارا ! مگذار دامان وجودم به پلیدی های گناه بیالاید.

توضیح: در مثال اول تعدی و تجاوز عملی است كه « پا » انجام می دهد ؛ولی در مثال دوم، چنین رابطه ای برقرار نیست بلكه« وجود » را به لباسی تشبیه كرده ایم كه دامن داشته است.

2- بین دو جزء اضافه ی اقترانی ( مضاف و مضاف الیه ) می توان عبارت « از روی » را قرار دادو یك جمله ساخت.

مثال : در اضافه ی « دست ارادت » -- دست را از روی ارادت دراز كرد .

توجه: تركیباتی نظیر : دست محبت، پای ارادت، چشم احترام ، دیده ی محبت ، گوش توجه ، چشم اعتنا ، پای بطلان ، قلم عفو  و ... اضافه ی اقترانی می باشند كه بین همه ی این تركیبات اضافی ، می توان « از روی » را قرار داد .

 

مجاز

مجاز به كار بردن واژه ای است در غیر معنی حقیقی به شرط وجود قرینه .

قرینه در مجاز: نشانه است كه به كمك آن می توان معنی غیر حقیقی كلمه ای را فهمید.

مثال1 : ایران در بازی های آسیایی شركت می كند.

توضیح : كلمه ی « ایران » مجاز از یك تیم ورزشی از ایران است و « شركت در بازی » قرینه است كه به ما كمك می كند تا بفهمیم كه منظور از كلمه ایران كشور ایران نیست .

مثال 2سینه خواهم شرحه شرحه از فراق            تا بگویم  شرح  درد  اشتیاق

توضیح :كلمه ی سینه مجاز از انسان عاشق است .

نكته: از آنجا كه در استعاره لفظ در معنای حقیقی خود به كار نمی رود ، لذا هر استعاره ای نوعی مجاز است .پس هر مجازی استعاره نیست اما همه ی استعاره ها مجاز است .

كنایه

كنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است كه دارای دو معنی دور و نزدیك است . كه معنی نزدیك آن مورد نظر نیست اما گوینده جمله را چنان تركیب می كند و به كار می برد كه ذهن شنونده از معنی نزدیك به معنی دور منتقل می شود.

نكته: در كنایه الفاظ همه خقیقی اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن نیست.

نكته: كنایه معمولا در یك جمله یا یك تركیب به كار می رود .

مثال 1 : هنوز از دهن بوی شیر آیدش.

توضیح: كنایه از این كه هنوز بچه است و بارز ترین نشانه ی بچگی همان شیر خوردن است .

مثال 2 : كه رهام را جام باده است جفت.

توضیح :كنایه از این كه رهام عیاش و خوشگذران است و مرد جنگ نیست.

مثال 3: بباید زدن سنگ را بر سبوی.

توضیح: سنگ را بر سبو زدن كنایه از آزمایش و امتحان كردن است.

 

عباراتی نظیر : دست و پا كردن ، روی كسی را به زمین انداختن ، شكم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در كشیدن ، عنان گران كردن ، دهان دوختن ، پای در دامن آوردن ، سر زخاك بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سیاه و سفید نزدن ، دست روی دست گذاشتن و ...همه كنایه هستند.

 

جمعه 14 آبان 1395 - 11:07 ق.ظ
نویسنده :
ادامه مطلب
موضوع : آموزشی، ادبیات،
برچسب ها : ، ،
نظرات
What causes the heels of your feet to burn? در تاریخ یکشنبه 12 شهریور 1396 03:06 ق.ظ گفته:
Its such as you learn my mind! You appear to understand so much approximately this, like you
wrote the guide in it or something. I believe that you just can do with a few % to force the message house a little bit, but
other than that, this is great blog. A fantastic read.

I'll definitely be back.
BHW در تاریخ جمعه 25 فروردین 1396 11:28 ق.ظ گفته:
Thanks for any other informative web site. Where else may I get that type of information written in such a perfect
manner? I have a undertaking that I am simply now
running on, and I've been at the look out for such information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر